مێژوو

استاد محمد قاضي

روز 24 دي مصادف با سالروز در گذشت محمد قاضي يکي از مترجمان برجسته دوره معاصر ايران است. وي 50 سال ترجمه کرد و نوشت که نتيجه تلاش او 68 اثر اعم از ترجمه ادبي و آثار خود او به زبان فارسي است. از آثار مهم ترجمه‌شده توسط او مي‌توان به دن کيشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر ايناتسيو سيلونه نام برد. او بيشتر از زبان فرانسه به فارسي ترجمه مي‌کرد.

محمد قاضي فرزند ميرزا عبدالخالق قاضي در 12 مرداد 1292 در شهر مهاباد به دنيا آمد. وي آموختن زبان فرانسه را در مهاباد آغاز و در سال 1308 با کمک عموي خود ميرزا جواد قاضي که از آلمان ديپلم حقوق گرفته‌ بود و در وزارت دادگستري کار مي‌کرد، به تهران آمد .

استاد قاضي در سال 1315 از دارالفنون در رشته ادبي ديپلم گرفت. او در مهرماه 1320 به استخدام وزارت دارايي درآمد و در سال 1355 از آنجا بازنشسته شد. در 1354 به سرطان حنجره دچار که منجر به از دست دادن تارهاي صوتي و قدرت تکلم وي  شد. او چندي با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در تهران نيز همکاري داشت.

قاضي در سحرگاه چهارشنبه 24 دي‌ 1376 در بيمارستان دي در سن 84 سالگي درگذشت و با اينکه قاضي سال‌ها در تهران ساکن بود ولي با اصرار مردم مهاباد او را در زادگاهش به ‌خاک سپردند.

سالشمار زندگي استاد محمد قاضي:

1292- تولد در 12 مرداد ماه در شهر مهاباد .

1297- فوت پدر در 5 سالگي و قيوميت توسط مادر بزرگش، اقامت در روستاي چاغرلو.

1299- بازگشت به مهاباد و شروع به تحصيل در دبستان سعادت.

1307- اتمام دوره تحصيلات ابتدايي در شهرستان مهاباد .
- شروع به آموزش مقدمات زبان فرانسه نزد عبدالرحمان گيو .

1308- عزيمت به تهران و اقامت نزد عمويش .

1315- اخذ ديپلم ادبي از دارالفنون .

1316- ترجمه کتاب (( دن کيشوت )) اثر سروانتس .

1317- ترجمه کتاب (( کلود ولگرد )) اثر ويکتور هوگو .

1318- اخذ دانشنامه ليسانس در رشته قضايي از دانشکده حقوق دانشگاه تهران .
- شروع دوران سربازي با درجه ستوان دومي در اداره دادرسي ارتش .

1320- اتمام دوران سربازي و استخدام در وزارت دارايي .

1328- شروع مجدد ترجمه پس از ده سال وقفه با ترجمه کتاب (( جزيره پنگوئن ها )) .

1330- اتمام ترجمه کتاب (( جزيره پنگوئن ها )) اثر آناتول فرانس .

1331- ترجمه کتاب (( سپيد دندان )) اثر جک لندن .

1333- ترجمه کتاب (( شازده کوچولو )) اثر اگزوپري .
- ترجمه کتاب (( ساده دل )) اثر ولتر .
- ترجمه کتاب (( شاهزاده و گدا )) اثر مارک تواين .

1336- شروع به ترجمه دوره کامل (( دن کيشوت )) تا سال 1337 .

1337- اخذ جايزه بهترين ترجمه سال از دانشگاه تهران بخاطر ترجمه کتاب دن کيشوت .

1345- اتمام ترجمه کتاب (( نان و شراب )) و چاپ بعنوان اولين کتاب ماه در روزنامه اطلاعات .

1354- بروز نشانه هاي بيماري سرطان حنجره .
- عزيمت به آلمان بمنظور درمان و از دست دادن تارهاي صوتي بواسطه عمل جراحي .

1355- بازنشستگي از وزارت دارايي .

1356- شروع به همکاري با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان بعنوان مترجم .

1358- ترجمه کتاب ( ژاني گل )) اثر ابراهيم احمد .

1367- ترجمه کتاب (( تاريکترين زندان )) اثر اولبراخت .

1373- ترجمه کتاب (( چهل روز موسي داغ )) اثر فرانتز ورنل.
- ترجمه کتاب (( تاريخ مردمي آمريکا )) اثر واسرمن .

1376- فوت، روز 24 ديماه در سن 84 سالگي و در شهر تهران .

آثار استاد قاضي :

1- ترجمه آخرين روز يك محكوم ( تأليف : ويكتور هوگو ، چاپ هشتم(
2- ترجمه آدم ها و خرچنگ ها ( تأليف : خوزوئه دو كاسترو ، چاپ پنجم  (
3- ترجمه آزادي يا مرگ ( تأليف : نيكوس كازانتساكيس ، چاپ ششم (
4- ترجمه ايالات نامتحد( تأليف : ولاديمير پوزنر ، چاپ چهارم (
5- ترجمه باخانمان) تأليف : هكتور مالو ، چاپ سوم (
6- ترجمه بردگان سياه( تأليف : كايل آنستوت ، چاپ دوم (
7- ترجمه بيست كشور آمريكاي لاتين) تأليف : مارسل نيدرگانگ ، چاپ دوم ، در سه جلد (
8- ترجمه پسرك روزنامه فروش) تأليف : دمي نيك  (
9- ترجمه پنج قصه( تأليف : هانس كريستيان آندرسن ، چاپ اول (
10- ترجمه پولينا ، چشم و چراغ كوهپايه) تأليف : آناماريا ماتوئه ، چاپ هفتم (
11- ترجمه تاريك ترين زندان( تأليف : ايوان اولبراخت ، چاپ چهارم (
12- ترجمه تپلي ( مكمل مرده ريگ( ( تأليف : گي دو موپاسان ، چاپ ششم (
13- ترجمه جزيره ي پنگوئن ها) تأليف : آناتول فرانس ، چاپ ششم (
14- ترجمه حلقه ي سوم) تأليف : كوستاس تاكتيس ، چاپ اول (
15- ترجمه داستان كودكي من( تأليف : چارلي چاپلين ، چاپ دوم (
16- ترجمه در آغوش خانواده)  تأليف : هكتور مالو ، چاپ چهارم (
17- ترجمه در زير يوغ) تأليف : ايوان وازوف ، چاپ اول (
18- ترجمه در نبردي مشكوك) تأليف : جان اشتاين بك ، چاپ دوم(
19- ترجمه درباره مفهوم انجيل ها) تأليف : كري ولف ، چاپ پنجم (
20- ترجمه دكامرون) تأليف : بوكاچيو ، در دو جلد )
21- ترجمه دكتر كنوك( تأليف : ژول رومن ، چاپ چهارم(
22- ترجمه دوره كامل دن كيشوت) تأليف : سروانتس ، چاپ چهارم ، در دو جلد(
23- ترجمه دوريت كوچك( تأليف : چارلز ديكنز ، چاپ سوم ، با شركت آقاي رضا عقيلي (
24- ترجمه زارا يا عشق چوپان) تأليف : محمد قاضي ، چاپ اول(
25- ترجمه زمين و زمان) تأليف : آولكوف ، چاپ اول(
26- ترجمه زن نانوا ( تأليف : مارسل پانيول ، چاپ دوم(
27- ترجمه زورباي يوناني( تأليف : نيكوس كازانتساكيس ، چاپ اول(
28- ترجمه ژاني گل) تأليف : ابراهيم احمد ، ترجمه از كردي ، چاپ اول ، با همکاري آقاي احمد قاضي (
29- ترجمه ساده دل) تأليف : ولتر ، چاپ پنجم(
30- ترجمه سپيددندان) تأليف : جك لندن ، چاپ دهم(
31- ترجمه سرمايه داري آمريكا) تأليف : ماريان دوبوزي ، چاپ اول(
32- ترجمه سگ كينه توز ) تأليف : آلبرتو واسكز فيگه روا ، چاپ دوم(
33-  ترجمه سناريوي دن كيشوت) تأليف : سروانتس ، چاپ اول ، در دو جلد(
34- ترجمه شازده كوچولو( تأليف : سنت اگزوپري ، چاپ دهم(
35-  ترجمه شاهزاده و گدا) تأليف : مارك تواين ، چاپ هشتم(
36- ترجمه طلا)  تأليف : بلز ساندرا ، چاپ دوم(
37- ترجمه عروج ) تأليف : جرزي كوزينسكي ، چاپ اول ، با همکاري آقاي ميرزا صالح(
38- ترجمه فاجعه سرخپوستان آمريكا( تأليف : دي براون ، چاپ دوم(
39- ترجمه قرباني )تأليف : مالاپارته ، چاپ سوم(
40- ترجمه قلعه ي مالويل )تأليف : روبر مرل ، چاپ اول(
41- ترجمه كرد و كردستان) تأليف : واسيلي نيكيتين(
42- ترجمه كلود ولگرد) تأليف : ويكتور هوگو ، چاپ هشتم(
43-  ترجمه كليم سامگين) تأليف : ماكسيم گوركي ، چاپ اول ، در چهار جلد(
44- ترجمه كمون پاريس( تأليف : دانشمندان شوروي ، چاپ اول(
45- ترجمه ماجراجوي جوان )تأليف : ژاك سروون ، چاپ پنجم(
46- ترجمه ماجراي يك پيشواي شهيد( تأليف : اينياتسيو سيلونه ، چاپ دوم(
47- ترجمه مادام بوواري )تأليف : گوستاو فلوبر ، چاپ چهارم ، با همکاري آقاي رضا عقيلي(
48- ترجمه مادر( تأليف : پرلس باك ، چاپ ششم(
49- ترجمه مادر) تأليف : ماكسيم گوركي ، چاپ اول(
50- ترجمه مجموعه داستان بي ريشه
51- ترجمه مرده ريگ ( مجموعه ي چند داستان ) ) تأليف : گي دو موپاسان(
52- ترجمه مسيح باز مصلوب( تأليف : نيكوس كازانتساكيس ، چاپ ششم(
53- ترجمه مهاتما گاندي )تأليف : رومن رولان ، چاپ پنجم(
54- ترجمه ناپلئون )تأليف : تارله ، چاپ چهارم(
55- ترجمه نان و شراب )تأليف : اينياتسيو سيلونه ، چاپ پنجم(
56- ترجمه نظري به طبيعت و اسرار آن )تأليف : پروفسور لئون برتون ، چاپ دوم(
57- ترجمه نيه توچكا )تأليف : داستايفسكي ، چاپ چهارم(
58- خاطرات يك مترجم )تأليف : محمد قاضي(
59- سرگذشت ترجمه هاي من )تأليف : محمد قاضي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/10ساعت 16:21  توسط چیا  | 

 

 

با من همراه باش

عزیزم ... گر زیستن می خواهی با من همراه باش

گر میخواهی ، از هم جدا نشویم

همراهم باش ... تا با بودن در کنارت اعتماد به نفس داشته باشم،

در بهار شادیهای زندگی و مرگ

همراهم باش  ....اگر روزی از روزها

با دشمن رویرو شده و مقابله کردم !

همراهم باش ...اگر طناب اعدام بمن گفت :

"سجده کن ، تو را خفه نمیکنم !" و نعره زدم – نه-

 

                 ***

 

همراهم باش ... در صعود راه سعادت

در بی خوابی و رنج و مشقت و سختیها

 همراهم باش ... تا باهم برویم و خورشید را در

اعماق تاریکی ابر سیاه بیرون کشیم !

آن روز گذشت ، تو را بنشانم ...

و شباهنگام در اتاق خواب بیابمت !

 

            ***

همراهم باش ... هر چند تا امروز با من بوده ای

در شنای در دریای رنجهای بی سر و ته

همراهم باش ... سوگند  گر خسته شوی

بنشینی ، در راه صعود به قله

تنهایت می گذارم و دست از دور گردنت بر می دارم

چگونه من کاروان را به خاطر زن رها می کنم

 

این یکی از شعرهای آزاد منش و آزاد مرد کردستان استاد عبدالله په شیو است که در دهه شصت میلادی قرن بیست آن را سروده است و من آنرا در سال 2002 به فارسی بر گردانده ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/03/28ساعت 10:4  توسط چیا  | 

میر نوروزی

یکی از مراسم کهن نوروز در کردستان

مردم آزاده و سنت پرست کردستان قرنهاست که در اغوش دره ها و دامنه های سرسبز و خرم در کنار رودخانه ها و چشمه سارهای پر آب و روان  در پیچ و خم سلسله کوههای سر به اسمان کشیده مکری ارارات و زاگرس زندگی می کنند .

هر گوشه ای از دهات و شهرهای کردستان یا هندوستان ایران زمین را بگردیم با هزاران راز و نکته غیر مکشوف بر می خوریم شهری که داریم در باره یکی از سنتهای نیمه فراموش شده ساکنین ان بحث می کنیم مهاباد امروز ساوجبلاغ مکری دیروز و شهر ویران سابق است که بطلیموس به عنوان یکی از شهرهای مادی  بنام داروشا از آن یاد کرده است و رولنسن آن را با دارایاس تطبیق نموده و یکی دانسته است .

شهر زیبای مهاباد ، مرکز کردستان مکری ، با یک سلسله مشخصات برجسته زنده از قدیم الایام جلب توجه محققین و سیاحان و مسافرینی که از این سامان گذاشته اند کرده است . جشنهای ملی در کردستان و مخصوصآ در مهاباد همیشه با شوق و شور و شعف و شادی فراوانی برگزار می شود ، کردان به اعیاد مذهبی هم رنگ  محلی و ایرانی داده و با شکوه و شادمانی بیشتر از سایر مسلملنان آن جشنها را برگزار می کنند از آن جمله به دیدن یکدیگر می روند و برای تجلیل و احترام این روزهای گرامی تشریفات و ترتیبات خاص قائلند  ولی یکی از مهمترین جشنهای تفریحی و عمومی کردان بویژه در شهرستانهای مهاباد و بوکان و حومه بنام  "میر میرین " که مراسم جشن امیر بهاری در سایر صفحات کردستان میان قاطبه کردان از آن جمله میان کردان خراسان که اصالت ایرانی و خصایل نیاکان خود را به خوبی حفظ کرده اند نیز معمول است .

از قدیم الایام جشن امیر بهاری (میر نوروزی ) در شهر مهاباد و بوکان و حومه معمول بوده و هست اهالی از میان خود یک مرد عامی را به امارت و حکومت موقتی انتخاب می کرده اند به قرار معمول در زمانهای پیشین امیران و حکام وقت ، محض تابعیت سنت عمومی ، در آن چند روزه خود را  بر حسب ظاهر از امارت و حکومت خلع می کرد ه و نام حکومت و امارت را با جمیع لوازم ظاهری آن از فرمانروایی مطلق و اطاعت عموم عمال دیوان و اوامر و نواهی به امیر بهاری واگذار می کرده اند.  اعیان و اشراف لباسهای عالی و جواهر نشان ، تاج مکلل به گوهرهای قیمتی ، کمربند  و بازوبند شاهانه ، اسب و چکمه و مهمیز و شمشیر و خنجر و اسلحه های گرانبهای خود را در اختیار امیر بهاری می گذاشتند و اهالی شهر هم هرچه اسب و قاطر و زر و زیور و وسایل تزئینات و تشریفات داشتند برای اجرای مراسم جشن به عنوان امانت در اختیار هیئت مدیره امیر بهاری می گذاشته اند .

در نخستین چهارشنبه سال در یکی از میدانهای بزرگ شهر یا آبادی ، امیر بهاری در حالیکه تاج مکلل و یکدسته گل گزیزه و پر طاووس بر سر داشت و بالای سرش پرچم و چتر بر می افراشتند با طلوع آفتاب بر مسند امارت می نشست .

سپس مرد گوپال زیوین خود را به پیشگاه میر بهاری می رساند و تعظیم کنان کسب اجازه می کرد تا وزیر و گزیر و خدمتگزاران آستانه امیر بهاری را معرفی کند ، امیر بهاری اجازه می فرمود و گوپال زیوین ، کهن وزیر وفادار ، وزیر دست راست ، وزیر دست چپ ، گزیر ف میرزا و خدمتگزاران را معرفی می نمود .

اعضاء تشکیلات امیر بهاری به قرار زیر است

1-     امیر بهاری

2-     کهن وزیر که گهگاگی برای حل معضلات و مشکلات با او مشاوره می کرده اند و معمولآ پیران شوخ و بذله گو را برای این سمت انتخاب می کردند .

3-     وزیر دست راست که از طرف امیر بهاری احکام معتدل و منطقی و قابل اجرا صادر می کرده است .

4-     وزیر دست چپ که از طرف امیر بهاری معمولآ احکام مسخره و عجیب ، فرامین خلاف توازن اخلاقی و غالبآ غیر قابل اجرا صادر می کرده است .

5-     میرزا عبارت از یک نفر باسواد بود که در دستگاه امیر بهاری سمت دبیری دااشت .

6-     فراشان و خدمتگزاران که تعداد آنان معلوم نبوده ولی وظایف آنان معین بوده است

7-     دسته خنجر زنان یا جلادان که غالبآ لباس سرخ می پوشیده اند

8-     مرد گوپال زیوین که چنانکه معرفی شد مردی بود که یک کوپال سیمین بزرگ در دست داشته و مامور ابلاغ فرمانهای امیر بهاری بوده است

9-     دسته موزیک تمام هنرمندان و نوازندگان افتخارآ در دسته موزیک انجام وظیفه می نموده اند و گاهی تعداد آنان به 25 نفر می رسیده است

10-  آوازخوانان و سرود خوانان و چرگران ، گاهی به صورت دسته جمعی و گاهگاهی نوبتی و گاهی هم بصورت مشاعره آواز می خواندند ، تعداد آوازخوانان و چرگران گاهی بیش از صد نفر بوده است .

11-  وشکه رن کة غالبآ لباس او را از پوست حیوانات از قبیل شیر و پلنگ و اگر به دست نمی آمد از پوست گوسفند درست می کرده اند دهها زنگوله کوچک به لباسش آویزان بود به شانه ها و سینه اش آینه نصب می کردند کاله شمامه بندی یا کلاش به جای کفش می پوشید انواع حرکات و سکنات و اطوار مسخره را در می آورد و به هر کس هرچه دلش می خواست می گفت به غیر از شخص امیر بهاری که از متلک های جالب و احیانآ زننده او معاف بود .

به مجرد جلوس امیر بهاری ،قاطبه اهالی شهر و اطراف برای تبریک و تهنیت و شرکت در جشن شادمانی عمومی ، که یک وظیفه اجتماعی و ملی بود شرفیاب پیشگاه امیر بهاری می شدند . بله محض اعلام اطاعت و انقیاد قاطبه اهالی ، امیر بهاری با دستجات نگهبانان خود که گهگاهی از چند هزار مرد مسلح تجاوز می کرده است با جلال و شکوه تمام در حالی که سکنه را بدنبال داشت بعنوان کاروان شادی در کوچه های معتبر شهر و بازار و روستا گشتی می زد  در حالیکه بازار به کلی تعطیل می شد ، برای عزل امیر و یا حاکم واقعی به نزد او میر فت .

جشن امیر بهاری بویژه در مهاباد ، به کرات موجب برانگیختن احساسات مردم علیه حکام ناصالح بوده و سکنه شهر با استفاده از موقعیت ، امیر یا حاکم حقیقی را کتک کاری کرده و یا کشته اند ، از این رو در این اواخر امیر بهاری ( میر نوروزی) به توسط سربازان و نمایندگان حکام که مامور جلوگیری از تجاوز و تخطی از حدود شوخی هستند همراهی می گردد .

آنگاه امیر بهاری در حالیکه پرچم فیروزی امارت بهاری را بر می افراشت به مقر خود بر می گشت و بر مسند امارت خود می نشست و به شکایات مردم رسیدگی ! و همچنین مسخره ترین دعاوی را قضاوت می کرد .

گنهکاران را که عبارت بودند از دروغ گویان ، ربا خواران ، فتنه بر انگیزان ، عناصر مادی ، لئیم و مهمان ناپذیر بودند به عناوین خیلی مسخره ای به مردم معرفی و محکوم به مجازات و ادای جریمه نقدی می کرد و اغلب چند تازیانه هم حلال جانشان می کردند منتهی در جرایمی که تعیین مشد یک صدم آن اخذ می گردید و اشخاصی که جلب یا احضار می شدند محض متابعت سنت عمومی چندین برابر جریمه را می پرداختند و هدایای قابل توجهی را هم به عنوان احترام به دستگاه امیر بهاری تقدیم می کردند .

احکام جالبی که بوسیله وزیر دست راست و چپ صادر می گردید

طبق فرمان امیر بهاری حاکم باید زندانیان بی گناه را آزاد کند ، خانواده هایی که با هم اختلاف دارند طبق بر طبق دستور امیر بهاری فوری آشتی نمایند ، ثروتمندان باید ذکات خود را مطابق شرع به فقرا بدهن ، فردا باید بر روی رودخانه پلی عالی ساخته شود ، هر کس از این فرامین سرپیچی کند طبق امر امیر بهاری به ده ضربه شلاق و یک روز زندان محکوم خواهد شد .

وزیر دست چپ هم این احکام را صادر می کرد : بنام امیر بهاری دستور میدهد که باید تمام مردان نصف سبیلشان را بتراشند وگرنه فردا کسانی که از این دستور شانه خالی کرده اند گوششان بریده خواهد شد ، حاکم شهر موظف است تا فردا صبح کاخی از سنگ مرمر بنا کند و گرنه باید شهر را برای همیشه ترک کند ، از امروز تا فردا کلیه جوانان از 13 سال به بالا باید زن بگیرند و گرنه اجبارآ با یک پیرزن هشتاد ساله ازدواج نمایند ، بر طبق فرمان امیر بهاری کلیه شهرنشینان فردا باید به دهات نقل مکان کرده و دهاتی ها به شهر بیایند و...

بعد از چند روز امارت ،امیر بهاری قصد سیر و سفر می کرد و به یکی از سیاحتگاههای عمومی می رفت ، علاوه از کارگزاران و خدمتگزاران و وابستگان امیر بهاری اکثر جوانان و هنرمندان اهل حال در رکاب امیر بهاری به گردش و تفریح می رفتند و از پولی که جمع آوری می کردند برای مستحق ترین جوانان غالبآ زن می گرفتند و هفت شبانه روز رقص و پایکوبی و شادی می کردند ، در آن ایام تفریح انواع مسابقات فنی ، ذوقی و ورزشی از قبیل تیراندازی ، اسب سواری ، کشتی و، موسیقی و آوازه خوانی را انجام می دادند بعد از انجام مسابقات و هنرنماییها به شهر مراجعت می کردند .

سقوط امیر بهاری : شگفت انگیز تر از انتخاب امیر بهاری سقوط آن بود زیرا امیر بهاری به محض خندیدن و یا صحبت کردن با یک نفر غیر از وزیران و مرد کوپال سیمین مفتضحانه عذل میشد ، علی الخصوص هنگامی که مردم مصمم به پایان دادن جشن بودند بیشتر فشار می آوردند و دلقک مسخره گریهایی میکرد  که امیر را بخنداند ، امیر هم که متوجه امر می شد و می فهمید که حکومت او محکوم به زوال و به یک لبخند بسته است از ترس نتایجی که این خنده در برداشت خود را به محل امنی ، خانه یکی از محترمین میر ساند و ناگهان در یک فرصت مناسب در میرفت و با تحصن در خانه شخص قابل احترام خود را از مهلکه دور میکرد ، این نکته را یادآور می شود که اگر امیر بهاری در نقشه خود یعنی پناه بردن به یکمامن محفوظ شکست می خورد به دست جماعت متبوعش چنان مفتضح و رسوا می شد و مورد توهین و کتک کاری قرار میگرفت که سهل است لذات دوران امارت را فراموش می کرد اصولآ هرگز هوس امیر شدن و حکمفرمایی چند روزه را به قلب خود راه نمیداد و بدین صورت امارت صوری و کوتاه امیر بهاری به پایان می رسید و کارها باز به مجار عادی خود بر می گشت به قول ژاک دومرگان در سابق رژه امیر بهاری بسیار اعجاب آورتر از عصر ما بوده است : تمامی کردها جوشن و زره و کلاه خودآهن و نیزه های بلند در دست داشتند ، اما امروزه این سلاحهای تزئینی جای خود را به اسلحه های آتشین داده و جشن شکل و قیافه باستانی و اصلی خود را از دست داده است .

ژاک دومرگان که در سال 1890 برای تحقیقات جغرافیایی به مهاباد ۀآمده بود در مورد امیر بهاری تحقیقاتی کرده و می گوید علی رغم تحقیقات محلی من نتوانستم اصل و منشاء این رسم را بشناسم در پاسخ سوالات من جواب دادند که پدران ما آن را از پدران پدران خود گرفته اند ، منشاء آن هرچه باشد جشن عجیبی است و امر انتخاب یک رئیس در تمامی منطقه کمتر از آن عجیب نیست ، کلیه اهالی مکری با عشق و علاقه در اینمراسم شرکت نموده و تفریح می کنند در حقیقت ، این زمان امارت امیر بهاری ، بمنزله کارناول مکری است .

این سنت کهن ایرانی ، جشن میر نوروزی ، دیر زمانی است که در کردستان و خصوصآ میان کردهای مکری معمول بوده و هست ولی در این اواخر از سال 1315 شمسی به بعد این جشن در شهر مهاباد برگزار نمی گردید و این رسم باستانی داشت فراموش می شد که ناگاه مردم در سال 1324 شمسی مجددآ در مهاباد جشن امیر بهاری را با شکوه و جلال خاصی برپا کردند و امیر بهاری مدت پانزده روز در مهاباد امارت کرد ، با وجود قدرتهایی که در کمین بودند امیر نوروزی ایجاد هیچگونه بی نظمی ننمود و جریان جشن از شکل و حدود بازی عمومی تجاوز نکرد و جشن امیر بهاری در محیط آرام و گرم و صمیمانه ای برگزار گردید .

برگرفته از کتاب آداب و رسوم کردان نوشته ملا محمود بایزیدی ترجمه عزیز محمد پور داشبندی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/12/23ساعت 11:46  توسط چیا  | 

                           پایکوبیهای معروف کرمانشاه عبارتند از :

        فتا پاشایی،سه جاران ،شانه شکی،چپی ،خان امیری و الپرگه.

هوره یکی از نواهای قدیمی و اصیل کرمانشاه است روایت کرده اند  که " نکیسا ی با ربد" برای خسرو شیرین

هوره می خوانده است.

مقامهای چهارده گانه هوره عبارت است از :

1گله خاک               2گله وه ده ره      3بالا دستانی         4شاه حسینی

5سارو خانی            6جلو شایی        7طرز                8مجنونی

9سحری                10باریه          11دو بالا             12غریوی

13بان  بنه یی         14 باوه  موری

گونه دیگر هوره   ،مویه  یا موره است که در شیون  و مرگ به وسیله زنان و گاهی بوسیله مردان  اجرا می کرده اند ،

همچنین در جنگ نیز از هوره  استفاده میکرده اند  .

ساز های محلی  کرمانشاه  عبارتند از  ساز و سرنا ،دوزله ،نی لبک مسی ،دایره ، شمشال ،دف و تنبور

 همچنین  سازگران ماهری در کرمانشاه سر براورده و برای همیشه جاودانه شده اند از جمله احمد کاکایی ،مسعود سالاری ،فرمان مرادی ،مجتبی زرین ماه ،سید طهمورث چراغپوران ،جهانشاه فاطمی نیا ،فرهاد احمدی ،سعید رامیان ،فرزاد معسوم علیشاهی و محمد علی گلشن ابراهیمی

تنبور

 تنبور  موسیقی عرفانی است که حدود 5000  سال قدمت دارد که در طول قرون اسمهای  گوناگونی داشته است  در زمان معاصر در منطقه خراسان  و کرمانشاه رایج است

 به طور کلی مقامهای تنبور  به دو صورت است  :

 1کلام یا نظم حقانی   که فقط در مجالس ایینی و ذکر جمعی است

2عرفانی مجلسی و مخازی

 

 

در کرمانشاه به طور کلی منطقه رواج تنبور به دو حوزه تقسیم می شود

1حوزه گوران شامل ماهیدشت تا مرز خانقین و هورین و شیخان می شود.

2حوزه  صحنه

کرمانشاه  در حوزه  نوازندگی تنبور  اساتیدی  چون علی اکبر  مرادی،  سید خلیل عالی نژاد  ،گل نظر عزیزی  ،عبد الرضا رهنما ،هوشنگ امیریان ،مظفر برنجی ،سید ارش شهر یاری  وسید علی جابری و ... را در دل خود پرورش داده است.

بر گرفته از کتاب   تاریخ موسیقی کرمانشاه  تالیف ایرج نظافتی

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/29ساعت 14:59  توسط چیا  | 

ده ستی ته زیو

حه یفه ئه و ده سته که گولزاری ده نه خشا ند ، بشکی

حه یفه ئه و ده سته که دلداری ده گه وزاند ، بشکی

حه یفه ده ستی که به له رزی و به ته زیوی دیسا ن

دوژمنی ملهوری  زورداری ده له رزاند،بشکی

له بیست و چوارمین سال وه گه ری  کوچی دوایی شاعیری هه ست ناسکی کورد ،ماموستا هیمن سلاو له گیانی که له شاعیری شورشگیر و نیشتمان په روه ر

+ نوشته شده در  شنبه 1389/01/28ساعت 0:19  توسط چیا  | 

کورده کانی تورکیا

به ند و به ستی نیوان ئیران و تورکیا له سه ده ی شازده دا بوه هوی ئه وه ی که کورده کان تووشی دابران له یه کتر ببن ،ده وله تی ئیران به دانی ئیمتیازیکی زوربه ناوچه کورد نشینه کان توانی زوربه ی زوریان بینیته ژیررکیفی خویانه وه وله ئیرانیان جیا بکاته وه ،ئه م ناوچانه سه ر به خویی یه کی ته واویان بوو حاکمه کان یان ده یان توانی به نیوی خویانه وه سکه لی ده ن و پیتاک نه ده ن به مه رجیک به دژی عوسمانی یه کان هه ل نه ستن و ئال و گور له ناوچه ی ژیر ده سه لات یاندا پیک نه هینن.

تیک هه لچوونه یه ک له دوای یه که کانی عوسمانی له گه ل ده ورو به ر  و  کرانه پی خوستی کورد

وستان ،که بو کورده کان جگه له مال ویرانی هیچی تیدا نه بوو،بوه هوی ئه وه ی که کورده کان له سه ره تای سه ده ی نوزده دا له و بارودوخه وه ره ز ببن و یه ک له دوای یه ک هه ستنه سه رپی به لام هه ر هه موویان به هوی پیلانی دوژمنان و نه بوونی یه کیه تی تووشی شکان بوون  یه که مین شورش له سالی 1806له لایه ن عبدالرحمن پاشا میری بابانه وه هه لگرسا  ،دوای ئه و میر موحه ممه د میری سوران شورشی هه لگرساند سه ره تا سالی 1835زور ده سکه وتی باشی بوو به لام له ئاکامدا به فیل و دهو ده یگرن و سالی 1835 له ترازبون ده یکوژن.

سالی 1821 به درخان به گ میری بوتان هیزی نیزامی خوی په ره پی ده دات هه تا سالی 1839 زوربه ی زوری ناوچه کوردنشینه کان دینته ژیر رکیفی خوی ، له گه ل میرنشینی ئه رده لان و ئاغا کانی قارص دا په یمان ده به ستی و که ش و هه وایه کی ته واو دیموکراتیک ده خولقینی  موسولمان و جوله که و فه له به بی که مترین جیاوازی له ناوچه ی ژیر ده سه لاتی ئه و دا ژیانیان تیپه ر ده کرد   یه که مین میری کورد بووتوانی کونفیدراسیو نیک له کورده کانی ژیر ده سه لاتی  عوسمانی پیک بینی به لام به هوی لایه نگری نه کردنی کورده کانی تر وهه روه ها خه یانه تی برازا که ی "یه زدان شیر" تووشی شکان هات و بو دورگه ی کریت و بولغارستان و دیمه شق دوریان خسته وه له ئاکامدا سالی 1868 له دیمه شق کوچی دوایی  کرد.

دوایی ئه و له سالی 1880داشورشی شیخ عوبه یدیللا سه رکوت کرا ،سولتان عه بدولحه مید به پیک هینانی هیزی حه میدیه که کورد بوون توانی بو ماوه یه ک به ر به شورشی کورده کان بگری ،تا ئه وه ی که براییم پاشا سه روکی هوزی میلان سالی 1908له نیوان ئامید و ئالپو دا شورشی هه لگرساند به لام سه رکوت کرا.

له و سالانه دا روناک بیرانی کورد کومه لی سه رکه وتن وسه ربه رزی کوردیان دامه زراند،له سالی 1909 ده وله تی عوسمانی تیک چوو ،کورده کان شیلگیرانه له م روخانه دا یارمه تی تورکه تازه پی گه یشتوه کانیان کرد تا له داها توودا به شیان ببیت به لام تورکه کان خه یانه تیان کرد و له ئاکامدا کورده کان لی بران ده س بده نه چه ک شورش هه لگرسیننه وهُ شورش ته واوی ناوچه کانی ژیر ده سه لاتی عوسمانی گرته وه که بریتی بوون له شورشی عه شیره کانی بارزانی ،زیباری،بابان و ...که سانیکی

 وه ک شیخ مه حموود له سلیمانی و شورشی سه لیم عه لی و موسا به گ له بتلیس .له ساله کانی شه ری جیهانی یه که مدا سولتان ره شاد جه هادی گشتی راگه یاند ،به پیچه وانه ی کورده کانی باکوور  ،کورده کانی سوله یمانی و درسیم وه لامیان نه دانه وه و به هیوای رزگاری خویان دایه پال هیزه کانی روسیا .

دوایی کوتایی شه ر به هوی بی ئه زموونی کورده کان وه له سه روی هه مویان شیخ عه بدول قادر      ده رفه تی سه ربه خویی کوردوستان له کیس درا و به نده کانی 62و63په یمانی سیوه ر که 10ی ئوتی 1920پیک هینانی ده وله تی کوردستانی به سه ر عوسمانی یه کاندا ده سه پاند له بیر چووه .

هاوینی 1922خاکی عوسمانی به ته واوی له یه ک هه لوه شا و ده وله تی تورکیای ئیستا که زور بچووکتر بو بوه میراتگر و زور زو به لینه کانی خسته پشت گوی ،به خیرایی له سالی 1925دا شیخ سه عید به ذژی که مالی یه کان شورشی هه لگرساند ،که مال ئاتاتورک گورج حکو مه ت نیزامی راگه یاند و به فیل ودهو وپروپاگه نده ی ساخته کارانه ،شورشی شیخی پیرانی سه رکوت کرد و له 4ی سیپته مبه ری 1925دا شیخی له گه ل 48هاوریی له دار دا و کورده کانی به زوره مله نیشته جیی ناوچه کانی روژئاوا و باشووری تورکیا کرد .

دوایی سه رکوت کردنی شورشی شیخ سه عید کورده کان کومیته ی خویبونیان ساز دا و له شاخه کانی ئاراراتدا به سه روکایه تی ژینرال ئیحسان نوری پاشا شورشیان هه لگرسانده وه له سه ره تا دا سه رکه وتنی گرینگیان وه ده ست خست به لام له ئاکامدا دوایی 3سال، سالی 1930به هویی دره نده یی تورکه کان و خه یانه تی ئیران به کورد شورش له به ر یه ک چوو دوایی ئه مه تورکیا ته وژمیکی له راده به ده ری خسته سه ر کورده کان نیوی نان تورکی شاخی ،هه ربویه سه ید ره زا له درسیمدا شورشی به رپا کرد ئه ویش بی به زه یی یانه سه رکوت کرا و سه ید ره زاش له 15ی نوامبری 1937دا له دار درا و نیوی درسیمیش کرایه "تونجه لی".

به سه رکوت و راوه دونان و نیو گورکی کوردیان گه مارو دابوو به لام سالی1961لی بران که هه ندیک ئازادی کومه لایه تی و تاکه که سی یان پی بده ن له و ساته وه تا ئیستا به رده وامن له خه بات و        به ربه ره کانی .

کورده کانی باکوور به زارا وه ی زازاکی ده ئاخوین و ئایینه که یان سوننی ، شیعه ، علی اللهی و مه سیحین وپیکه وه به برایانه ژیان تیپه ر ده که ن ئه وچه ند ساله به هوی زولم و زوری تورک ،کوردوستان بوته ناوچه یه کی دواکه وتوو و به جی ماو   هه رچه ند له رابردوودا بنکه ی شارستانیه ت وپیشکه وتن بوه وتا ئیستاش ئاسه واری که شتی یه که ی نوح له سه ر چیای جودی له زنجیره چیاکانی ئاراراتدا دیاره .

میژوونوسی گه وره و به نیوبانگی کورد که له سه ده ی16زایینی دا شه ره فنامه ی نوسیوه کوردی شاری بتلیسه،هه رئیستا تورکیاموسیقای کوردی به نیوی موزیک وهونه ر تورکی له دنیادا بلاو د کاته وه .زور   که سی به رزو به ریز له نیو کورده کانی تورکیادا سه ریان هه لداوه وه ک یولماز گونای له بواری ده رهینانی فیلمدا ،یاشار که مال له بواری نوسیندا ،حکمه ت ستین و  عه بدوللا ئوجه لان له بوا ری رامیاریدا ،شوان په روه ر و شه هریبانی کوردی له دنیای گورانیدا دره وشاونه ته وه .

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/20ساعت 15:6  توسط چیا  | 

کورده کانی ئیران

به داخه وه له ئیراندا به هه له ته نیا ئوستانی کوردوستان به کورد داده نین له کاتیکدا ئوستانه کانی ئیلام،کرماشان،کوردوستان،لورستان،ئازه ربایجانی روژئاوا،هه مه دان

بنکه ی سه ره کی کورده کان بوون و هه ن به زاراوه کانی جوراوجوری کوردی

(له کی،که لهوری،گورانی،جافی،هه ورامی)به پیی شوینی نیشته جی بوونیان پیکه وه ده دوین.

جگه له ناوچه ی زاگروس که شوینی سه ره تایی کورده کان بوه، له زور ناوچه ی تری ئیران وه ک باکوری ئوستانه کانی خوراسان،گیلان،مازه نده ران، تاران،قوم،سیستان و به لوچستان،فارس و کرماندا بوون و هه ن و بو یه که م جار له سه ده ی پینجی کوچی دا له لایه ن سولتان سه نجه ری سه لجوقی یه وه ولاتی کوردان نیودیر کراوه ، کورده کانی ئازه ربایجانی روژ ئاوا و کوردوستان سوننین و پاشماوه یان شیعه ی دوازده ئیمامه ن .

دوای دامه زرانی ده وله تی شیعه ی سه فه وی له ئیران وه دامه زرانی ده وله تی سوونی عوسمانی ،بو ماوه یه کی دور وه دریژ کوردوستان بوه گوره پانی شه ری ئه م دو ولاته هه رئه وه ش بوه هوی هه لبرانی زیاتری کورده کان له یه کتر تا هاته ئه وه ی که له سه رده می په هله ویدا ورده ورده هه ستی گه ل دوستی وه نیشتمانپه روه ری جیی هه ستی ئایینی گرته وه.

له ئیراندا بیروکه ی دور که وتنه وه له ناوه ند زوربه هیز نه بوه چونکه کورده کان خویان ئیرانی یه کی       ره سه ن و توخمه ن وله گه ل گه لانی تری ئیراندا تیکه لی فه رهه نگیان هه یه .

له سالی1624ی زایینی دا کاکلی سه ره کی هیزه کانی شا عه باس کوردانی موکوریان  بوون که هیزه کانی عوسمانی یان تووشی شکانیکی سه یر کرد ،بنکه ی سه ره کی موکوریان ناوچه ی مه هاباده .

هه روه ها له سه رده می ناسره دین شای قاجاردا ،سه ردار عه زیز خان  یه کیک له هاوری یانی  نزیکی شا و ئاجودان باشی و فه رمانداری نیزامی تاران بوه که زور خزمه تی گرینگ و به رچاوی به ئیران کردوه .

به پیی بیروکه ی سوون مه لبه ندی موکوریان ئه وشو.ینه یه که زه رتوشتی پیغه مبه رله ویدا له داییک بوه و ده ستی کردوه به بلاو کردنه وه ی ئایینه که ی ،زاراوه ی مو کوریان زور زیاتر له زاراوه کانی تری کوردی به زاراوه ی ئه ویستایی  زه رتوشت نزیکه .

بنی ئه رده لانیش هوزیکی تری به نیو بانگی کورده که بنکه ی سه ره کیان سنه یه و ده وریکی زور      به رچاوتریان له موکوریه کان گیراوه ،سنه شاریکی زور کون و میژوویی یه زور به ی نوسراوه کانی         ده گه ریته وه بو سه رده می ساسانی .

هوزیکی به نیوبانگی تری کورد ،جافه کانن که له باشووری ناوچه ی ئه رده لاندا نیشته جین وبنکه که یان جوانرویه و شه رکه ری بویر و چاو نه ترسی به نامی یان زوره .

دراوسیی باشوری جاقه کان هوزی که لهوره که له خواروی باشووری کوردوستانی ئیران بولای سنووری کرماشاندا نیشته جین و یه کیک له وناوچانه یه که میژینه یه کی زور کونیان له میژوویی فه رهه نگی ئیراندا هه یه .

جگه له م هوزانه ،چه ند عه شیره ی تری وه ک پازوکی یه کان له تاران،نچاوه ندی یه کان وپاوه نوری یه کان وزفرانلی یه کان له خوراسان،جوزجانی یه کان له هه مه دان ، خیله کی یه کانی مه ردانلو له      مازه نده ران،شوانکاره کان له فارس ، له ئه راکدا هوزی ئه مباریو و چه ند تیره یه ک له عه شایه ری     له ک ، له ناوچه ی نیوان قه زوین و گیلاندا عه شایه ری عومه رلو نیشته جین ، هه روه هاجگه له وشوینانه دا له ناوچه کانی کرمان و گیلان و خوزستاندا کوردی لی یه .

ته یافه یه کی تری کورد لوره کانن ،"یاقوت حموی"ئه لی لوره کان ئه و کوردانه ن که له ناوچه ی نیوان خوزستان و ئیسفه هاندا نیشته جین .

لوره کان  چوار عه شیره ی گه وره ی مه مه سه نی ،کوهگیلویی ،به ختیاری و لورن ،ئایینه که یان شیعه یه به لام زوربه ی هوزه له که کان عه لی ئه للایین.شیوه ی ئاخا فتنی زوربه ی زوریان له کوردی نزیکتره تا له فارسی بو خوشیان لایان وایه ده چنه وه سه ر کورده کان .

به دریژایی میژوو کورده کان به رگری یان له ئیران و ئیرانی بونی خویان کردوه و خزمه تی به رچاویان کردوه و بو ئاوه دانی ئیران هه نگاویان هه لگرتوه .

له هه لمه نی  ئه سکه نده ر و هیرشی عه ره به وه بگره تا ده گاته ده ست دریژی روسیا و عوسمانی به را مبه ر کی یان کردوه و به شایه دی میژوو بویری و ئازایه تی یه کی یه کجار زوریان له خویان نیشان داوه.

شوینه واری به رزی و ئاوه دانی له هه مو شوینیکی کوردستاندا به رچاو ده که وی  ئاسه واری ته پولکه ی قه لایچی بوکان ،ئه شکه وتی زیویه ی سه قز ،ده خمه ی فه قره قای مه هاباد، ته ختی سو له یمانی تیکاب،تاق وه سانی کرماشان،په رستگه ی ئاناهیتای که نگاوه ر     چه ند وینه یه که بو سه لماندنی ئه م وته یه .

له بواری موسیقا و ویژه وانیشدا کورده کان خزمه تی به رچاویان کردوه و بنه مای موسیقای ئیرانیان دارشتوه

"هوره"تایبه تی ناوچه ی کرماشانه و ده گه ریته وه سه ر گاتاکانی زه رتوشت

"سیا چه مانه"واته سیا جامه گان تایبه ته به ناوچه ی هه ورامان و پال پشتیک بون بو شورشی ئه بو موسلیمی خوراسانی

"حه یران"تایبه تی موکوریان و ده شتی هه ولیره له وشه ی ئا ییران گیراوه ته وه .

 زور که سایه تی گه وره ی مه لبه ندی کورستان له بواری موسیقا دا ئه سپی خویان تاو داوه و دره وشاونه ته وه له نه کیسای باربودی ده رباری ساسانی یه وه بگره تا ده گاته موجته با میرزاده ژه نیاری ویولون و سه ید خه لیل عالی نژاد ژه نیاری ته نبور،ته نبور موسیقایه کی عیرفانی یه میژوه که ی ده گه ریته وه بو 5000 سال له مه وبه رُ به دریژای میژوونیوی جوراو جوری بوه له م سه رده مه دا زیاتر له ناوچه ی خوراسان و کرماشاندا باوه ،له بواری ویژه وانیشدا که سانیکی وه ک بابا تاییر و موحه ممه دی قازی و عه بدوره حمان شه ره فکه ندی {ماموستا هه ژار} بو هه میشه نیوی خویان به نه مری له میژووی ئیرانداتومار کردوه .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/01/03ساعت 9:56  توسط چیا  | 

جه ژنی نه وروزه شه رابم خه ست تره

تا نه لین بولبول له شاعیر   مه ست تره

جوانی گووت شوخی له باری باده گیر:

ئه وکه سه ی سه رمه ست تره سه ربه ست تره

"انچنانرا انچنانتر می کند"

شاعیری ده روه ست به مه ی ده روه ست تره

چیمه نی شیلا به شایی کیژی کورد

وه ی دلم له وچیمه نه پی په ست تره

من برستم لی برا یا کیژی شار

زور له کیژی ده شته کی به یده ست تره

 

                      نه مر ماموستا هیمن موکوریانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 0:48  توسط چیا  | 

 

 

دنیاخه مه         ژیان ژانه            بۆشا ره که ی   به هاری سوور

هیرۆشیمای      کوردستانه           هه ڵه بجه ی بووکی شاره زوور

کورپه به بێشکه ولا نکه وه           منداڵ به سینگی         دایکه وه

بۆیادی نه ورۆزی ئه مساڵ           سووتان و بوون به  کۆی زوخاڵ

                   مه رجه هه موو به رد وداری

                   هه ڵه بجه ی تینووی رزگاری

 

 

                   ده که ینه خه نجه ری تۆڵه ی

    به رپشێینی        کورده واری

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 23:23  توسط چیا  | 

ئیسترابوون ده لی به لاوانی به جه رگی بارسی یان ووتوهkardak  کارذا واتا

به جه رگ  بو یری وبه جه رگی بوه به به لگه ی کوردا یه تی  هه ربویه شه ده لین کورد هه مان گورده.

هه رو ها ئه میر شه ره ف خان له شه ره فنا مه دا ده نوسی که وشه ی کورد به مانای

نه ترسی و بویری یه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/12ساعت 0:24  توسط چیا  |